دوازده تا درس داریم
شش تا درس « استاد بزرگ » !
شش تا درس هم آقای « علی قارداشی » !
به این می گویند تقسیم عادلانه!!!
جالب این که هردوی ایشان از لحاظ سطح علمی کاملن امتحان خود را پس داده اند و معرف حضور همه ی بچه ها هستند!! حالا درگیری های مان سر مسائل غیرعلمی(شما بخوانید اخلاقی) با جناب « استاد » به کنار...!
نمی دانیم فارغ التحصیلان مقاطع فوق لیسانس و حتا بالاتر رشته ی علوم تربیتی در محدوده ی شهر و استان ما کجا هستند...خودشان تمایلی به تدریس در دانشگاه فوق ِ مدرن ِ ما ندارند یا آقایان برنامه ریز ایشان را نمی بینند...!؟!؟!؟!
در سیاست شنیده اید می گویند فلان دوره « قحط الرجال » بوده(یا هست!) ؟!
حالا شده حکایت استاد پیدا کردن برای رشته ی ما!!! واقعن قحط الاستاد (!!!!!) است...؟!؟!؟!
حالا خوب است دیده ایم و تجربه کرده ایم که هیچ بررسی خاصی برای تایید صلاحیت علمی و اخلاقی کسانی که در این مجموعه مشغول به تدریس می شوند اعمال نمی شود...و حتا وقتی بعضی ها امتحان هم پس می دهند و معلوم می شود به زبان ساده « این کاره نیستند » ، همچنان سرکارشان می مانند و هیچ مقام مسوولی هم این ها را نمی بیند...!
با این اوصاف چطور ممکن است برای رشته ی علوم تربیتی این قدر کمبود استاد داشته باشیم که فقط دو « استاد » در دسترس باشند و در یک حرکت عادلانه همه ی درس ها بین همین دو نفر قسمت شود و این میان تنها چیزی که اهمیت ندارد نیاز دانشجوها به یک مدرس واقعی است نه کسی که فقط اسم « استاد » را یدک می کشد...
همین ترم گذشته مدرسی داشتیم که در عین جوانی کارش را هم بلد بود و اخلاق هم داشت و ...!
اسمش را نمی آوریم که متهم به تخریب چهره ی دیگران در اثنای جانبداری از ایشان نشویم...این مورد هم فقط یک مثال بود برای این که یادآور شویم اگر آقایان بخواهند قحطی استاد نیست!!!
جان مان برای تان بگوید که در دانشگاه شایع شده جناب کیاستی هم دارند تشریف می برند و خلاصه اگر بار گران بودیم رفتند و اگر نامهربان بودند ایضاْ !!!!!!!
تنها مسوولی در دانشگاه که تازه داشتیم با هم باب رفاقتی باز می کردیم و از این که پی مان می گردند کیف می فرمودیم و ...!! یکی نیست بگوید جناب کیاستی! کجا می خواهید بروید که باتربیتی مثل ما داشته باشد و اوقات فراغت تان را در دانشگاه(!!) پر کند !؟!؟!؟!
پرس و جو کردیم اما این که عازم کجا هستند را کشف نفرمودیم! شاید هم از دست ما به تنگ آمده اند و می خواهند بروند نفسی تازه کنند! اگر این طور است که ما حاضریم قول بدهیم با پای خودمان برویم خدمت شان خودمان را معرفی کنیم اینجا هم بیاییم بنویسیم ایشان خودش مارا پیدا کرده تا همه از قدرت کار - آگاهی ایشان انگشت به دهان بمانند!
امروز جناب مهندس را در دانشگاه ندیدیم وگرنه ایشان به هرحال سوژه دست آدم می دهند! اما نبودند و ما هم در این پست کاری به کارشان نداریم!
خدا عاقبت همه مان را در مجموعه ی بی دروپیکر پیام نور و البته در این مرکز بینهایت مدرن و نمونه ی تویسرکان بخیر کند...
بگویید آمین!!
***دو تا تا مثلن پی نوشت هم داریم که می خواستیم اول متن بنویسیم شان اما دیدیم متن مان پی نوشت داشته باشد باکلاس تر است!! گذاشتیم آخر!
۱.بعضی نمرات با کلید درست هم اشتباه تصحیح شده.پاسخنامه های تان در سایت گلستان را چک کنید ببینید این لطف بزرگ شامل حال شما هم شده یا خطر از بیخ گوش تان گذشته! برای توضیحات بیشتر اینجا را کلیلک کنید.
۲.منابع بعضی دروس هم تغییر کرده که باید در سایت پیام نور مرکزی قسمت دانشجو منابع را دوباره چک کنید.
از همین تریبون با صدای بلند به همه اعلام و از همه خواهش می کنیم که خودشان منابع را در سایت ببینند و به گفته ی دیگران حتا اگر « استاد » باشند اعتماد نکنند!
این ترم کم نبودند دانشجوهایی که منبع اشتباه خوانده و برای امتحان آمده بودند و وقتی متوجه می شدند که خیلی دیر بود و بنده های خدا همگی می گفتند ما از کارشناس گروه مان پرسیدیم و ایشان ( شما بخوانید « استاد » ذوالفقاری ) راهنمایی مان کرده اند!!!!
