تبليغاتX
باتربیت در پیام نور تویسرکان - روزی روزگاری پیام نور!
 

روزی بود روزگاری بود...

دانشگاهی بود که اگر هم هیچ چیز نداشت اقلن رییس و معاون داشت! خوبش را هم داشت!چرخ زمین چرخید و چرخید و رییس خوب دانشگاه عوض شد و معاون خوب هم خودش رفت و ...

رییس جدید زیاد وقتی نیست آمده و ما هم عادت نداریم به این زودی ها درباره ی کسی بخصوص که رییس هم باشد قضاوت کنیم!!! اما...اصلن بحث خوبی یا زبانم خیلی لال(!) بدی ایشان نیست ها! راستش از وقتی اسمن رییس ما شده اند رسمن چشم مان به جمال شان روشن نشده! هروقت هم رفتیم این رییس جدید را ببینیم تشریف نداشتند! آقا اصلن به ماچه؟! ما اگر آزار داشتیم که می آمدیم در وصف اسم شان که خیلی وقت است قلقلک مان می دهد یک چیزی می نوشتیم!

نه! خداوکیلی شما تا حالا فکر نکرده اید این « آزاد » در عبارت « آزادبخت » به چه معنی به کار رفته و ...؟! معنی اش هرچه باشد به گمان مبارک ما باید خوب باشد! هرچه باشد « آزاد » از « اسیر » خیلی بهتر است! کاش فامیلی ما هم مثلن «اسیربخت» یا در این مایه ها بود تا به خودمان می آمد! البته در این یکی مورد « بخت » را باید تعریف کنیم که می کنیم! «بخت » در اینجا دقیقن و بی هیچ شک و شبهه ای یعنی «دانشگاه پیام نور مرکز تویسرکان »...!!!!!!

اصلن آدم عاقل پایش را روی دم رییس جماعت نمی گذارد! اگر هم گذاشت زود برمی دارد!! معاون هم که هنوز نداریم پا روی دم اش بگذاریم!! اصلن هم نمی خواهیم بپرسیم که پس کی معاون دار می شویم و از آن مهم تر کی قرار است روی آن صندلی بنشیند؟! امروز شایعاتی شنیدیم که به نفع همه است باور نکنیم و حتا به زبان هم نیاوریم اش! چون سخن از انتصاب قریب الوقوع کسی در این سمت بود که چشم های مبارک مان به دوران افتاد و زود خودمان را دلداری دادیم که :نه!امکان نداره!محاله!دیگه اینقدم شهر هرت نیست!!!

هرچند سیستم پیام نور ثابت کرده که هیچ امر محال و غیرممکنی وجود ندارد و خیلی وقت ها صدرحمت به شهر هرت و ...!!!

فعلن منتظر می مانیم ببینیم معاون مان چه کسی خواهد بود و دعا می کنیم به خوبی آقای شرعیاتی باشد و حتا بهتر از ایشان...

دعاهای قبلی مان که به نتیجه نرسید...کاش اقلن این یکی اجابت شود!

مهم ترین دعای هنوز و همیشه مان این بوده و هست که تا عمرمان به دنیاست بشنویم که «بزرگترها» به ما اعتماد کرده اند و جدی مان گرفته اند و درک مان کرده اند و ........ و جناب مستطاب «استاد» را دیگر در این مرکز نبینیم!

فعلن که سرجای شان لم داده اند و به ریش همه مان می خندند و امروز هم شنیدیم که مرخصی ازدواج تشریف برده اند و ...!!!!! البته این چندمین مرتبه است که به مرخصی ازدواج می روند و امیدواریم این بار آخر باشد!!!!!!

هرچند به شدت معتقدیم چاره ی مشکل رفتاری ایشان ازدواج نیست و ...بمانَد !!!

به هرحال....الهی...آمییییییییییییییییییییییییییییییین!!

راستی...ماه مبارکی دعا فراموش تان نشود!

 

+ باتربیت! در 87/06/15 |