دارد می شود یک ماه که ننوشته ایم!
خب البته ایام امتحان ها بچه مثبت شدن و پای سیستم ننشستن و...کاملاْ طبیعی است!
آن هم ما که کلی ادعای مان می شود و به طرز عجیبی تصمیم کبری گرفته ایم که روی این پیام نور را کم کنیم!
اول از نمره ها بگوییم که در کمال شگفتی این ترم خیلی زود اعلام شدند و کم مانده بود روی سرمان شاخی چیزی دربیاید!!
اما انگار چشم مان خیلی شور است چون همچین که داشتیم از سرعت اعلام نمرات این ترم می فرمودیم،متوجه شدیم یکی از نمره های ترم قبل مان که قبلاْ اعلام شده بود از سیستم محو شده!!!!
جان مان برای تان بگوید که جناب مستطاب « استاد » هم حال شان خوب است و سر و مر و گنده(!) دارند در دانشگاه تردد فرموده کیف می کنند و به ریش ماها می خندند!! باید هم بخندند! وقتی حراست محترم مرکز جناب آقای ( ک ) هیچ جواب قابل قبول و قانع کننده ای در زمینه ی ارسال یا عدم ارسال نامه ی اعتراض بچه ها به همدان نمی دهند و شایعات مبنی بر حمایت شان از آقای ( ذ ) به دلیل هم دانشگاهی بودن شان در زمان تحصیل،ادامه دارد...باید هم جناب ( ذ ) راست راست راه برود و به ریش همه بخندد!!
و اما...
جناب آقای شرعیاتی هم دارند تشریف می برند و از ناراحتی اکثریت بچه ها می شود پی به این نکته برد که ایشان را همه دوست داشتند و دارند...
به قول دوست مان،دانشجو،در کامنت اش فقط مانده جناب مهندس هم رفتنی شوند تا با خیال راحت چهار تا عمله بنا خبر کنیم بیایند در دانشگاه را گل بگیرند...به کسر گاف البته!!!!
فقط نشسته ایم دعا می کنیم جانشین آقای شرعیاتی هم مانند خودشان باشد و حتا بهتر از ایشان،که آدمی همیشه جای بهتر شدن دارد...
ایضاْ دعا می کنیم جناب مهندس لااقل فعلاْ خیال رفتن نداشته باشند و به این همه دانشجوی مظلوم فکر کنند که به اندازه ی کافی از سیستم کلی پیام نور در عذاب عظیم هستند و دیگر خدا را خوش نمی آید علاوه بر بی کفایتی مسوولین رده بالا،به خاطر بی مسوولیتی و بی کفایتی مسوولین همین مرکز خودمان هم متضرر شوند و حرص بخورند!
یک دعای دیگر هم داریم که از دوتای قبلی بزرگ تر و مهم تر و جگرسوزتر است!!!
این که در ترم آینده چشم مان به جمال جناب ( ذ ) تاریک نشود(!) و مثل این ترم قسمت عمده ی وقت درس خواندن مان به حرص خوردن از رفتار و کردار ایشان نگذرد و شاهد نباشیم که بعضی از بچه ها درس هایی را که با ایشان ارائه شده حذف می کنند که فقط مجبور به روبرو شدن با ایشان نباشند و ...
نمی دانیم چرا این آقا را که همچنان تاکید زیادی دارند که « استاد » خطاب شوند نمی فرستند ولایت خودشان...؟! آنجا اقلاْ پدر مادری بالای سرش هستند و شاید از ان ها خجالت بکشد و کمی در رفتارش تجدید نظر کند!!!!
این پست مان کمی طولانی شد...سرتان را درد آوردیم...شما هم بروید دعاهای سه گانه ی ما را آمین بگویید بلکه پست های بعدی مان هم کوتاه تر شود هم لطیف تر!!
