این که این روزها کم می نویسیم دلیل دارد!!
دلیل از این بهتر که آنقدر توی این پیام نور اخبار جالب و حوادث خارق العاده و ماجراهای محیر العقول اتفاق می افتد که اگر بخواهیم همه اش را بنویسیم باید کار و زندگی مان را تعطیل کرده بنشینیم صبح تا شب و شب تا صبح تایپ کنیم!!!
نمره های روان شناسی مان درست شد! البته هنوز روی سایت نیامده اما پی به اشتباه شان برده و نمرات را اصلاح فرموده اند! ان شاء الله تا یکی دوسال آینده نمره ها روی سایت خواهد رفت!!
از آغاز ترم جدید کارشناس گروه مان تغییر کرده و ...
این خبر فعلن مهم ترین خبر دانشگاه است!!!
مهم از آن جهت که این آقا که شدیدا تاکید دارند اسم شان " استاد " است،هنوز نیامده چنان بلبشویی در دانشگاه راه انداخته اند که بیا و ببین!!!
بچه ها(که خود مبارک مان هم قاطی شان هستیم!) هم از اخلاق ایشان به شدت ناراضی اند هم از تدریس شان!
یا متن کتاب را روخوانی می کنند و اصلا هم کاری ندارند که این مثلن درس آمار است و فرمول دارد و مساله و با روخوانی کاری پیش نمی رود...
یا کلا مباحثی غیر از کتاب تعیین شده تدریس می کنند و توجیه می آورند که من مولف کتاب های شما را قبول ندارم!!!
اصلن درس دادن شان و این که تقریبا همه ی دروس ما با ایشان است و همه سر کلاس عینهو منگل جماعت به ایشان زل می زنیم و هیچی از درس نمی فهمیم به کنار...!
شاید اگر اخلاق خوبی داشتند بچه ها با خودشان کنار می آمدند که به ایشان بیشتر فرصت بدهند تا در این اوایل تجربه شان به عنوان استاد(!) جا بیفتند و ...
به بدترین وجه ممکن بچه ها را تحقیر کرده و رسما می گویند " دانشجو هیچ حقی نداره "...!!!
در صورت کوچکترین اعتراضی حکم به اخراج از کلاس می دهند و تازه بعد هم تهدید می کنند که " اگه من گذاشتم این(یعنی شخص معترض اخراجی!!) تا شش سال دیگه درسش تموم شد" !!!!
من اصلا کاری به این ندارم که چطور به یک آقای بسیار جوان مجرد مجوز کار در چنین محیطی داده اند.بحث روی جوانی و مجرد بودن ایشان هم نیست.بسیار اساتید جوان و مجرد بوده اند و هستند که بسیار هم محترمند و موجه و مورد وثوق...
من می خواهم بدانم کدام شخص و نهاد و قسمتی صلاحیت های علمی و اخلاقی ایشان را بررسی و تایید کرده و ایشان شده اند همه کاره ی رشته ی ما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
همه کاره دقیقا یعنی همه کاره! کارشناس گروهمان که هستند...همه ی دروس مان هم تدریسش با خودشان است...
موارد مورد اعتراض بچه ها بسیار بیشتر از این هاست.اما بنده انگشتانم را از سر راه نیاورده ام و اگر بخواهم همه اش را تایپ کنم حتما بعدش دست هایم را از دست خواهم داد!!!!!!
...
یک چیز دیگر را هم اگر نگوییم می ترکیم!!
آخر نامردی و بی معرفتی و بی وجدانی است که یک نفر به طمع نمره یا نمی دانم چه زهرماری برود راپورت دوستان و همکلاسی هایش را به جناب مستطاب " استاد" بدهد !!!!
آن یک نفر اینجا را نمی خواند اما گفتیم بنویسیم دیگران بخوانند هشیار باشند!!!
سعی می فرماییم از این به بعد بیشتر بنویسیم!!!
هه!
گوش اگر گوش بعضی ها و ناله اگر ناله ی خفه ی ما است...تازه جناب شاعر سخن چینی و خیانت بعضی به ظاهر دوستان را در شعر از قلم انداخته!!!!!
باز اگر بحث گوش بعضی ها و ناله ی ما بود شاید می شد امیدی داشت!!!
اما با این اوضاع ...!